تبلیغات
وبلاگ لژیون آقای سروش برقع وش - مقالات...
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
لینکستان
امكانات وبلاگ

بهار در راه است... 


فرق روز اول کنگره تا الان این است که من روزی که به کنگره آمدم دقیقا" یک ماه بود که از کمپ آمده بودم و با مغزی بسته نسبت به زندگی خودم؛ و وقتی با راهنمایی یکی از آشناهایمان به کنگره وارد شدم و وقتی با شربت OT روبرو شدم و شروع به درمان تدریجی کردم و وقتی از استرسم کم شد کمی امیدوار شدم و به مرور زمان به جلسات آمدم وبه دستور راهنمای خودم گوش کردم و تمام فرمان او را انجام دادم و واقعا" نور امید و روشنایی را حس کردم و فهمیدم که زندگی خیلی زیباتر از چیزی است که من فکر می کردم چون همیشه به خاطر اینکه زندگی و کارم را از دست داده بودم و فکر این می افتادم که باید از صفر شروع کنم اعصابم به هم می ریخت و همه چیز را تحت الشعاع خود کرده بود. ولی به مرور زمان و آمدن و حضور داشتن در کنگره60 با بیماری خود آشنا شدم و توانستم در صدد درمان اعتیادم قدم بردارم و این مطلب به دلیل لطف همیشگی خداوند است. وقتی اولین قدمها را برمی داشتم با صبوری آشنا شدم و اعتماد به نفس خود را پیدا کردم و قدم ها را بسوی زندگی جدید محکم تر برداشتم. من در کنگره60 با بسیاری از آیتمهای خوب در این مدت آشنا شدم و فرق من امیر حسین از روز اول تا الان احساس می کنم این باشد که صبورتر شده ام؛ منطقی تر شده ام و می دانم تمام چیزهایی که از دست دادم بازپرداخت اعتیادم می باشد و باید زندگی تازه ای را شروع کنم و توجه کنم و از راهنمای خودم درس زندگی کردن بیاموزم و به قول معروف اگر گفت ماست سیاه است قبول کنم و یکی یکی از دستورات ایشان اطاعت کنم حتی در دوران پس از سفر اول چون انسانی که راهنما نداشته باشد واقعا" به ناکجاآباد می رسد چون من اگر عقلم آنقدر کامل بود که بدون مربی زندگی کنم سراغ مواد مخدر نمی رفتم. در این مدت احساس آرامش و صبوری و اعتماد به نفسی که دارم را مدیون کنگره و راهنمای خود هستم و آرزویم این است با اطاعت از دستورات راهنمایم خداوند من را از حس و رضایت راهنمایم دور نکند.

با احترام : مسافر امیر حسین




:: برچسب‌ها: کنگره60 , سفر , درمان اعتیاد ,
ن : سروش برقع وش
ت : شنبه 6 مهر 1392
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیامهای کنگره60
لینکهای ویژه
آمار سایت
برچسب ها